
ای کاش علی شویم و عالی باشیم هر چند امسال در بعضی مکان ها شب قدر تعطیل اعلام شده ، بیآئیم امشب تمام آینه ها را صدا کنید . وقت اجابت است رو به سوی خدا کنید . ای دوستان آبرودار در نزد حق , در نیمه شب قدر ، همه را دعا کنید. التماس دعا دراین خصوص برخی از نمایندگان معتقد بودند که وزرا بیشتر به لحاظ وفاداری و تبعیت از رئیس جمهور پیشنهاد شده اند و نه شایستگی حرفه ای.و مسئله اصلی نمایندگان کارائی این وزرای پیشنهادی بود. هر چه بود روزهای بحث انگیز همچون دیروز گذشت و امروز از ۲۱ وزیر پیشنهادی ۱۸ وزیر کار خود را در دولت دهم شروع خواهند کرد. و اما شعر هایی که در پایان سخنرانی بعضی از نمایندگان و وزرای پیشنهادی در این روزها خوانده شد! مثلاً نماینده بوکان در مخالفت با وزیر علوم خواند: یاد دارم در غروبی سرد و سرد کامران دانشجو وزیر علوم پیشنهادی هم خواند: و این چنین بود برادر روزهای رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی دهم هم گذشت! لالهزار نام یکی از خیابانهای قدیمی در مرکز شهر تهران است. لالهزار زمانی نماد نوگرایی و هنر ایران بود و «شانزهلیزهٔ تهران» لقب گرفته بود. بسیاری از تئاترها، رستورانها، تجارتخانهها، کابارهها، پیالهفروشیها، خیاطخانهها، سینماها، و فروشگاههای معروف ایران در این خیابان قرار داشتند. ناصرالدین شاه پس از بازگشت از سفر اول فرنگستان به خیال احداث خیابانی مانند «شانزهلیزه» در «دارالخلافه» افتاده و دستور داده بود که از میان باغ مصفای لالهزار خیابان بکشند، زمینهای اطراف خیابان نیز میان «مقربین درگاه» تقسیم شد. زمانی در لالهزار ۱۵ سینما و چندین تئاتر و تماشاخانه فعالیت داشتند ولی امروزه ۱۰ سینما در این خیابان د یده می شود که شاید غیر از یکی همه آنها تعطیل می باشد! در خبرها چنین حکایت است خیابان لاله زار تهران همچون بازار تهران در آینده نزد یک برای عابرین پیاده آماده سازی خواهد شد. تیتر اول آن را چنین زده بودند ! مجلس صلاحیت وزرا را بدقت بررسی می کند ! روزنامه ایرانیان را امروز در مجلس بیژن نوباوه بین نمایندگان توزیع کرد ! بیژن نوباوه صاحب امتیاز و مدیر مسوول روزنامه ایرانیان در مجلس شورای اسلامی ! اون همان خبرنگار معروفي كه تاهمين چندي قبل گزارش هاي مختلفي رو از نيويورك ارسال مي كرد
بیژن نوباوه در جلسه استیضاح ، علی کردان سپس به پشت تریبون رفت و در پاسخ شعر کردان ، این شعر را خواند:
هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشیم 

میگذشت از کوچه ما دورهگرد
داد میزد کهنه قالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه زد
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است نان در سفره نیست
ای خدا شکرت این زندگی است
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بیروسری بیرون دوید
گفت آقا کوزه خالی، سفره خالی میخری
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگاری وصل خویش
وزیر پیشنهادی صنایع گفت:
برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
وزیر پیشنهادی اقتصاد خواند:
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سربرم
ور تو بگوییام که نی، نی شکنم شکر برم
نماینده کنگاور در مخالفت با وزیر رفاه یک بیت خواند که نه خودش فهمید چه ربطی به موضوع داشت نه دیگران. او خواند:
درخت گردکان به این بزرگی
درخت خربزه اللهاکبر!
وزیر فرهنگ پیشنهادی گفت:
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اکرمی نماینده تهران نیز در مخالفت با وزیر کشور گفت:
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب طرب از گنبد مینا بجهاند

نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی
بر رست و ببالید بر او بر به روز بیست ؟
پرسید از آن چنار که «تو چند سالهای؟
گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز
بر تر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست؟»
او را چنار گفت که «امروز ای کدو
با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست»