
آخرين باري كه مادر را ديدم ، ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۳ در اورژانس بيمارستان لقمان بود
كه با بي توجهي پزشك اورژانس از آن پس سعادت ديدن مادر را از دست دادم !
مادر بيمار شيريني قند بود و پزشك جز نظر تلخ در معالجه برايمان چيزي باقي نگذاشت !
تا اينكه او براي هميشه بخواب رفت !
مادر بخواب، خوش كه زيادم نمي روي !
مادر بخواب، كه روزت مبارك است !


