تبليغاتX
خبر ازنگاه دوربین _ News Photo - مادر بزرگ !


عکس روز : سرویس بهداشتی سکه ای میدان ونک !   - جواد گلزار


 

مادربزرگ! امروز بسوی خانه تو می‌آیم، بسوی آن خانه پر یـادمـان و پر از مهربانی. از دور سیاهی آنرا می‌بینم و شاخـه‌های خـشك درخت انجیر كه در باد به اهتزاز در آمده‌ و سبز  مانده و گسترده در پیرامون آن.

راستی مادربزرگ! یادت می‌آید كه راه بچه‌ها به خانه همدیگر، همیشه از روی بام‌ها و دیوارها و درختان می‌گذشت؟ تو می‌گفتی مگر كوچه را از شما گرفته‌اند؟ و ما می‌گفتیم كه می‌خواهیم به خورشید تو نزدیكتر باشیم. تو می‌خندیدی و ما نمی‌دانستیم كه از خورشید دوست‌داشته تو چه بسیار دور بودیم. آیا تو هم اینرا می‌دانستی و به ما نمی‌گفتی؟

می‌پنداری كه نمی‌دانستیم شعرهای پدربزرگ برای تو همچو گنجینه‌ای گرانبها بود و آنرا در گوشه‌های پستوی پر از رازهایت  پنهان می‌كردی و گَرد آنرا می‌زدودی؟ می‌دانی هم‌اكنون فرزندان مادربزرگان با همان قصه ها گوشه‌های خانه و کوچه شما را می‌جویند؟ كوچه‌هایی كه هر بامداد آب‌ و جاروشان می‌كردی و بوی خوش اسپند را در آن می‌پراكندی.

دوست دارم باز هم به خانه تو بیایم، خانه‌ای كه هیچگاه درِ آن بسته نیست؛ هیچگاه سماورش خاموش نیست هیچگاه آوای گام‌های زندگی در آن بریده نمی شود.

Balatarin + نوشته شده توسط جواد گلزار _ Javad Golzar در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 12:31 |

Type Writer Status Bar