یک جانباز شیمیایی گاز خر دل ، بازمانده از جنگ را ببینید...!

حبیب، فرمانده ای گمنام و بازمانده ای از جنگ شیمیایی ایران و عراق است...!
او خود کمتر از فرمانده نبود. فرمانده ها همه بدنبال او بودند! بلده و راهنما او بود و بس!
پس از گذشت سالها از جنگ ، دست و پنجه نرم کردن باعوارض گاز خردل را مقاومت می دانست!
اکسیژن طبیعی و اکسیژن مصنوعی برای او فرقی نداشت هوای پاک هم ، برایش سنگین بود!
توان صحبت نداشت و پی در پی سرفه میکرد!
با صدای سرفه کردن پیام میرسید، ولی گوش شنوا نبود!
شاید اکنون، هم رزمانش در پست مدیریت، وقت ملاقات با او را نیز نداشته باشند!
همسرش در پای او عبادت میکرد و تاول ها خوش قیافه اش کرده بودند!
تاول ها چه خوش قیافه ات کرده اند! زیبایی او از جنگ بود!
آخرین دیدار من با او در بیمارستان ساسان ، که او در آرزوی فرج حضرت بود و دیدار حضرت دوست!
بگویید ببینم تاکنون جنگ در جهان، جز زشتی ، زیبایی را نشان داده است!؟
Welcome to Javad Golzar weblog