" باورتان شود "

هم اینکه با جمعیت وارد شدم حسی منو نظاره میکرد بدون نگاه کردن به پشت سرم وارد بازار کفاشا شدم

(بازار تهران ) بعد به مسیرم ادامه دادم > دیدم زیر پله های > رنگ و دست و بافت قالی نشسته ام

و زیر چشمی بدنبالش گشتم ببینم هنوز در تعقیب من هست یا نه دیدم از پشت نرده ها زیر پله های فرش

با چشمانی خیره کننده شکارم میکند آب در گلویم خشک شد و تپش قلب و نفسم بهم ریخت و ثبت اش کردم.

مي‌شه خدا رو حس کرد تو لحظه‌هاي ساده

تو اضطراب  ِ  عشق ‌وگناه  ِ  بي‌اراده

 بي عشق عمر ِ آدم بي اعتقاد ميره

هفتاد سال عبادت يک شب به باد ميره

 وقتي که عشق آخر تصميمش ‌و بگيره

کاري نداره زوده يا حتي خيلي ديره

 ترانه سرا : استاد افشين يداللهي   خواننده : احسان خواجه اميري